آشفتگی

قلب من این روز ها چون رهبری آشفته است
حال او آشفته است و کشوری آشفته است
داده ام دل دلبری چون پاره ی خورشید را
مهربان ، زیبا ، ولیکن دلبری آشفته است
عاشقش هستم ولی میترسم ابرازش کنم
قلب او شاید برای دیگری آشفته است
من بَدَم ، زیرا که در راهش جوانی داده ام
او برای شاید از ما بهتری آشفته است
من جفایت را خریدارم ، وفایت پیشکش
سوی ما بازآ نگارا ، مشتری آشفته است
بس که از دست تو رنجیدم ، دگر احوال من
گر بمانی با من و یا بگذری ، آشفته است
در غزل هایت معین ، از بس ز حالت گفته ای
دفترت را نام دیگر ، دفتری آشفته است

معین تبریزی

برای مشاهده ی سایر اشعار ، کلیک کنید .

4 Responses to آشفتگی

  1. نرگس گفت:

    خیلی زیبا بود . خیلییی لذت بردم . عااالی

  2. mona گفت:

    fogholade bood . moaffagh bashin . montazere ashaar baditoon hastam

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *