اصطلاحات پرکاربرد در زبان انگلیسی

برای دانلود نرم افزار با قیمت ۳۰۰۰ تومان ، روی دکمه ی خرید زیر کلیک کنید . بعد از پرداخت هزینه ، لینک دانلود نرم افزار برایتان نمایش داده خواهد شد .

اصطلاحات پرکاربرد در زبان انگلیسی

Persian equivalent
to what end
به چه منظور
You must hand it to him.
باید به کارش ایولله گفت.
You make me ill with your speech.
با صحبتهایت حالم را بهم میزنی.
I dare say…
به جرأت میتوانم بگویم…
Mind your eye.
بپایید. ملتفت باشید.
Excuse me back.
ببخشید پشتم به شماست.
upon my word
به شرافتم سوگند
on my own account
به حساب خودم
He takes after his father.
(قیافه اش) به پدرش رفته.
It is all the same to me.
به حال من فرقی نمیکند….
It does not answer my purpose.
بدرد من نمی خورد.
What is that to you?
به تو چه؟
Between you and me
بین خودمان باشد.
It is not concern of mine.
به من مربوط نیست.
Honesty is best policy.
آدم خوش معامله شریک مال مردم است.
I’m hanged if I know. / I’ll be hanged if I know.
به هیچ وجه نمیدانم.
I am greatly honored.
باعث افتخار من است.
Pick on someone your own size.
برو با هم قد خودت طرف بشو.
I take my hat off to you. /take my hat off to
بابا ایوالله!
Don’t twist the lion’s tail.
با دم شیر بازی نکن.
A widow’s mite.
برگ سبزی است تحفه ی درویش.
Let me gather my breath.
بگذارید نفسم جا بیاید.
at the instance of
برحسب تقاضای…
Mind your own business.
سرت به کار خودت باشه. سرت تو لاک خودت باشه.
I am off color.
بی حالم. بیحوصله ام.
Do good to others.
به دیگران نیکی کنید.
Snap into it.
بجنبید. زود باشید.
None of your sauce.
بی ادبی و پررویی موقوف.
The devil take him.
بره به جهنم.
Clear out!
برو گم شو!
For all I care.
تا آنجا که به من مربوط می شود.
Go along with you/get lost!
برو پی کارت!
Good show!
بارک الله!
Go to the devil!
برو به جهنم!
He is second to none.
بالادست ندارد.
It looks to me….
بنظر من….
It is up to you.
بسته به میل خودت است./هرطور میلتان است.
It was not for nothing that…
بیخود نبود که…
Here’s to you.
به سلامتی شما. (هنگام نوشیدن)
In a family way
بی رودربایستی
Money doesn’t grow on trees.
پول که علف خرس نیست.
It all depends.
تا چه پیش آید.
To the best of my ability.
تا جایی که در توان من است.
He is neck-deep in trouble.
تا خرخره گرفتار مشکل است.
For the best of my knowledge…
تا آنجا که من میدانم….
He robs his belly to cover his back.
با سیلی صورت خود را سرخ نگه داشته.
Down this life.
تف بر این زندگی.
While there is a while there is a hope.
تا زندگی هست امید هست.
As far as the eye can reach.
تا آنجا که چشم کار میکند.
Strike while the iron is hot.
تا تنور گرم است نان را بچسبان.
Honesty is the best policy.
صداقت بهترین سیاست است.
He is off the rails.
توی باغ نیست.
Waste not, want not.
نه خود خورد نه کس دهد، گنده کند به سگ دهد.
There is no smoke without fire.
تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها.
This is only the beginning.
تازه اولشه.
Spare the rod and spoil the child.
تا نباشد چوب تر، فرمان نبرد گاو و خر.
Knowledge is power.
توانا بود هر که دانا بود.
Divide and rule.
تفرقه بنداز و حکومت کن.
What is all about?
جریان چیه؟
Control your tongue.
جلوی زبونت رو بگیر.
Buzz off.
بزن به چاک.
Help yourself.
بفرمایید میل کنید. از خودتون پذیرایی کنید.
I am in a rather hole.
بدجوری گیر کردم.
My pride was wounded.
به غیرتم برخورد.
Wish nobody ill.
بد هیچکس را نخواهید.
Cut your coat according to your cloth.
پایت را به اندازه ی گلیمت دراز کن.
Money talks.
پول حلال مشکلات است.
Don’t involve me.
پای مرا وسط نکشید.
He is on his last leg.
پایش لب گور است.
I have no choice but…
چارهای جز این ندارم.
What do I care!
A fat chance
چه خیال باطلی
What is there in it?
چه نفعی دارد؟
Why were you feeding your eyes in the wedding party?
چرا در مجلس عروسی داشتی چشم چرانی میکردی؟
The mills of God grind slowly.
چوب خدا صدا ندارد.
How much do I owe you?
چقدر به شما بدهکارم؟
What cheek!
چه پررویی!
What is to do?
چه باید کرد؟
Willy nilly / willy-nilly
خواه ناخواه، چه بخواهی چه نخواهی

اصطلاحات کاربردی انگلیسی – قسمت دوم

Persian Equivalent
چیزی از آن سر در نمی‌آورم.
It is all Greek to me.
چرا چپ‌چپ نگاه می‌کنی؟
Why do you look daggers?
حرفی ندارم. (اعتراضی ندارم)
I have no objection to that.
حالش رو ندارم.
I am fed up.
حرف آخرت را بزن.
Please have the last word.
خودت خواستی.
You asked for it.
حساب دودوتا چهارتاست.
call a spade a spade
مطمئنم این اتفاق نمی‌افته.(حاضرم هر تنبیهی را بپذیرم.)
I’ll eat my hat.
جای تعجب است!
Fancy that!
به‌به‌به، جانم!
Hey for!
چاره ای نیست.
It can’t be helped.
چنین انتظار می‌رفت….
It was to be expected.
چرا حواست پرته؟
Why are you so confused?
جایم تنگ است.
I am pressed for space.
چی شده یادی از ما کردی.
How come you remembered me.
چه پررو.
What brazen cheek!
چه خوب شد دیدمت.
How nice to bump into you.
جوینده یابنده است.
Who seeks will find.
چرا دودلی؟
Why are you of two minds?
چشمم زد.
He cast the evil eye on me.
چرا تقصیر را گردن من می‌اندازی؟
Why do you charged the fault on me?
خوش‌ بحالت.
Good for you.
خدا رو چه دیدی.
What do you know?
راحت باش. خونه‌ی خودتونه.
Feel at home.
خدا قوت (بده).
More power to your elbow.
خرت و پرت
odds and ends
خیلی ادعاش میشه.
He is very pretentious.
خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو.
Do at Rome as the Romans do.
خواهشمند است مقرر فرمایید در این خصوص رسیدگی شود.
Please arrange to investigate to this matter.
خجالت می‌کشم آنجا بروم.
I am ashamed to go there.
خجالتم می دهی.
You put me to the blush.
خوب که چی؟
So what?
خدا رحم کرد.
That was a close shave.
خوابم سبک است.
I am a light sleeper.
هر که را طاووس خواهد جور هندوستان باید.
He who would catch fish must not mind getting wet.
خدا مرادش را داد.
God granted his wish.
خوب و بد با هم میسوزند./تروخشک با هم می‌سوزند.
You must take the good with the bad.
حساب حساب است کاکا برادر.
A bargain is a bargain.
کیفش کوک است.
He feels on the top of the world.
حرام‌زاده است. تخم زناست.
He born on the wrong side of the blanket.
حقت بود.
You had it coming to you.
حرفت را بزن!
Out with it!
حیف است.
It is a pity.
خدا بهمرات.
God speed you.
خدا را شکر.
Thank Goodness.
خاک بر سرت!
Out upon you!
خدا عوضت دهد.
My God reward you.
خیط شد.
He was snubbed.
خودکرده‌را‌تدبیر‌نیست./هر‌که‌خربزه‌می‌خوره پای‌لرزش‌هم‌میشینه.
As you make your bed, so you must lie in it.
خدا گر زحکمت ببندد دری، ز رحمت گشاید در دیگری.
Where one door shuts another opens.
خواستن توانستن است.
Where there is a will, there is a way.
جرأتش رو نداره.
He is lacking in courage.
درسته قورتش داد.
He swallowed it whole.
دست و پا چلفتی است.
He’s all fingers and thumbs. UK (US He’s all thumbs.)
رو دربایستی را کنار بگذار.
Throw off all disguise.
روز مبادا
rainy day
رنگش پرید.
He turned pale.
رقاصه نمی‌تونه برقصه می‌گه زمین زیر پام کجه.
An ill work man quarrels with his tool.
روحش شاد باد.
May his soul live in peace.
دوصد گفته چون نیم‌کردار نیست.
Actions speak louder than words.
دوست‌ آن‌ باشد ‌که ‌گیرد دست‌دوست، در پریشان‌حالی و درماندگی.
A friend in need is a friend indeed.
روحم خبر نداره.
I don’t have the slightest idea.
روسیاه شدن
to be put to shame
در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست
Leave well alone.
خم به ابرو نیاورد.
He did not turn a hair.
خانمها و آقایان
Ladies and gentlemen
راحت باشید خونه‌ی خودتونه.
Make yourself at home.
در واپسین لحظات
At the eleventh hour
دودل بودن
be in two minds
دهان کسی را آب انداختن
bring water to one’s mouth
دهنش آب افتاد.
His mouth watered.
سرتاپاش نمکه.
She is a chunk of charm.
در برابر مشکلات مقاومت کن.
Hold on against the difficulties.
در خدمت شما هستم.
I am at your service.
دلم هری ریخت.
My heart sank.
دود از کله‌ام بلند شد.
I was petrified.
دهن لق است.
She has a loose tongue.
دست و بالم تنگ است.
I am pinched for money.
دیگه نه من و نه شما.
I have nothing to do with you.
سر و صدای بچه‌ات را کم کن.
Talk down your baby.

اصطلاحات کاربردی انگلیسی – قسمت سوم

Persian Equivalent
کسی زیاد عمر میکندکه‌خوب‌زندگی کند.
Who lives long, live well.
کم قول بده و بیشتر عمل کن.
Promise little and do much.
کلاغه برام خبر آورد.
A little bird told me so.
کارخودت‌را بکن. سرت به‌کار خودت باشه.
Do your stuff.
گدا حق انتخاب ندارد.
Beggar can’t be chooser.
گول ظاهر را نباید خورد.
Appearances are deceptive.
لب و لوچه‌ی آویزان
with a long face
لج کردن
to become bloody minded
آب از لب و لوچه‌اش راه افتاد.
He licked his lips.
هر چه می خواهد بشود. / هرچه بادا باد.
Let it be as it may.
هیچ جا خونه‌ی خود آدم نمیشه.
East, west, home’s best.
یخ کنی! خندیدم!
Very funny ha-ha-ha!
بعبارت دیگر، یعنی…
That is to say….
شریک دزد و رفیق قافله.
He runs with the hare and hunt with the hounds.
هر که باشد.
Someone or other
هر چه پول بدهی همان قدر آش می‌خوری.
Pay the piper and call the tune.
یکی مانده به آخر
the last but one
یک بام و دو هوا نمیشه.
What is sauce for the goose is sauce for the gander.
یاد آن روزها بخیر!
Good old day!
هر گلی بزنی به سر خودت زدی.
It will be a feather in your cap.
هرچیز که بگندد نمکش می‌زنند وای به‌روزی که بگندد نمک.
If gold rusts, what then can iron do.
هوایت را دارم.
I am right behind you.
همه‌اش کشک است.
It is all humbug.
یک‌دست صدا ندارد.
Two head are better than one.
یک بز گر تمام گله را گر می‌کند.
One scabbed sheep can mar a whole flock.
نخود هر آشی بودن
to have a finger in every pie
نفست از جای گرم بلند میشه.
You are much to smug and complacent.
نان و نمکش را خورده‌ام.
I have eaten his salt.
ناامید مشو.
Don’t despair.
نقش بر آب
A castle in the air
نانش توی روغن است.
His bread is buttered on both sides.
ورق برگشته است.
The tide has turned.
هرکی به هرکی شده.
It is a case of dog eat dog.
ولش. بی‌خیال.
Who cares?
وقت طلاست.
Time is gold.
واعظ غیر معتظ نباش.
Practice what you preach.
وای بر تو.
Woe is you.
هر چه تعداد بیشتر باشد، اظهارنظر بیشتر است.
So many men, so many minds.
صلاح مملکت خویش خسروان دانند.
The wearer knows where the bee pinches.
هر چه انسان آرزو کند همان را باور می‌کند.
The wish is the father to the thought.
هر طور میل شماست.
As you please.
هر چه بادا باد.
at all hazards
دوری باعث میشود که محبت بین قلبها بیشتر گردد…!
Absence makes the heart grow fonder!
ای خود شیرین…!
Apple – polisher
مار گزیده از ریسمان سیاه وسفید می ترسد !
A burnt child dreads the fire!
آدم با عملش سنجیده میشه نه با حرفش
Actions speak louder than words!
هرگردی گردو نیست . (هر چیزی که بدرخشد طلا نیست.)
All that glitters is not gold!
شاهنامه آخرش خوش است .
All is well that ends well.
هر جا بروی آسمان یک رنگ است.
All roads lead to Rome!
پایان شب سیه سپید است.
After a storm comes a clam!
گربه هفت جان دارد.
A cat has nine lives!
مرگ یکبار شیون یکبار
A man can only die once.
مهمان من باشید.
Be my guest!
تحمل کردن
Bite the bullet.
خبر بد زود میرسد.
Bad news travels fast.
عافیت باشد.
Bless you!
روی من حساب کن/نکن.
Count me in/out.
گربه زبانت را خورده؟
Cat got your tongue ?
قسم میخورم که حقیقت را میگویم.
Cross my heart.
کنجکاوی و فضولی سرت را به باد میدهد.
Curiosity killed the cat.
از کاه کوه نساز.
Don’t make a mountain out of a mole hill!
مثل آب خوردن است!
Duck soup!
آبروی هرچی آدمه رو بردی.
Disgrace to human race!
اذیت نکن!
Don’t bug me!
چاقو دسته‌اش را نمی‌برد.
Dog doesn’t eat dog!
پایت را به اندازه‌ی گلیمت دراز کن.
Don’t bite off more than you can chew!
آبی که ریخته دیگه جمع نمیشه!
Don’t cry over spilt milk!
روضه‌ی نخوانده گریه نکن.
Don’t cry before you are hurt!
هرچیزی ممکن است.
Everything is possible!
گفتن آسان‌تر از عمل‌کردن است./ دوصد گفته چون نیم‌کردار نیست.
Easier said than done!
کافر همه را به کیش خود می‌پندارد.
Every mad man thinks all other men mad!
جواب “های”، “هوی” است.
Every why has a wherefore!
علف باید به دهان بزی شیرین بیاید.
Everyone to his taste!
پایان شبه سیه سپید است.
Every cloud has a silver lining!
تجربه حرف اول را می زند.
Experience is the greatest authority!
طبل تو خالی صدایش زیاد است.
Empty vessels make the most sound!
سکه دو رو دارد.
Every model has two sides!
تو رو خدا!
For God sake! / For God’s sake!
کسی که خربزه می خورد پای لرزش هم می نشیند.
Face the music!
بی ارزش بودن.
For the birds.
ببخش و فراموش کن.
Forgive and forget.
به من قول بده.
Give me a word.
به من تلفن کن.
Give me a call.
از دنده چپ بلند شدن.
Get up on the wrong side of the bed.
برو به جهنم!
Go to hell!
با هردستی بدهی با همان دست پس میگیری.
Give and take!
کمکم کن!
Give me a hand! / Give me a finger!
پز عالی جیب خالی!
Great boast little toast!
آه خدای من!
God gracious!
مچت رو گرفتم!
Got you!
سگی که پارس میکند حمله نمیکند!
Great barkers are not the biters!
خدا نکنه!
Heaven forbid!
پایش لب گور است!
He is on his last legs!
او آدم بی خیال و بی‌غمی است.
He is as free as a bird.
خوش به‌حالت!
Happy to you!
بسیار سفر باید تا پخته شود خامی.
He that travels for knows much.
سلامتی بهتر از ثروت است.
Health is better than wealth.
عجله کار شیطان است.
Haste makes waste.
به در می گویم که دیوار بشنود.
I beat him to frighten you.
دیگر تحملش را ندارم.
I’m fed up with her.

اصطلاحات کاربردی انگلیسی – قسمت چهارم

معادل فارسی
اصطلاح انگلیسی
سخن محرمانه‌ای با شما دارم.
I have a word in your ear.
سر به سرم نگذار.
Don’t pull my leg.
سربالایی است.
It is steep.
سرپایینی است.
It is sloping.
سگ در خانه‌ی صاحبش شیر است.
A lion at home a mouse abroad.
سزاوار سرزنش هستی.
You are to blame.
سحرخیز است.
He is up with the larks.
سیاست پدر و مادر ندارد.
Politics has no scruples.
سرجایتان بنشینید.
Take your seat.
سر و پا گوشم.
I am all ears.
شوخی به کنار.
All joking aside.
شکمش کار نمی کند.
His bowels do not move.
شیر یا خط
cross or pile
شیر یا خط
head or tail
شاخ و شونه کشیدن
to act in a threatening manner
شما کجا اینجا کجا.
Fancy meeting you here.
شیری یا روباه!
How did you make out!
شنیدن کی بود مانند دیدن.
Seeing is believing.
شانه‌ام از جا در رفته.
I put my shoulder out.
شیطنت کردن
to play the devil
دنیا جای عبرت است.
live and learn
آدم بی‌شیله پیله‌ای است.
He is an open book.
زهره ترک شدن
have one’s heart in one’s mouth
زبانت را گاز بگیر.
Bite your tongue.
زندگی همینه.
Such is life.
زیر منت او هستم.
I am under obligation to him.
زود بهش برمیخوره.
He is too quick to take offence.
زیره به کرمان بردن
carry coals to Newcastle
زمین و زمان را بهم دوختن
to move heaven and earth
سر بریده سخن نمی‌گوید.
Dead men tell no tales.
هر دو سر و ته یک کرباسند.
One is as bad as the other.
سحرخیز باش تا کامروا باشی.
The early bird catches the worm.
سالی که نکوست از بهارش پیداست.
Well begun is half done.
سرکه‌ی نقد به از حلوای نسیه. نقد امروز به از نسیه‌ی فردا.
A bird in hand is worth two in the bush.
سر و تهش رو بهم بیار.
Make both ends meet.
علاج واقعه را قبل از وقوع باید کرد.
Prevention is better than cure.
عجول بجای ماهی قورباغه می‌گیرد.
The hasty catches frog for fish.
عقلش پاره سنگ می‌بره.
He has a screw loose.
عمل نیکو کردن بر سخن نیکو گفتن برتری دارد.
It is better to do well than to say well.
عاشق چشم و ابروی ما که نیست.
He doesn’t do it for our bleak eyes.
عهد دقیانوس
time out of mind
عشقم رسید این کار رو کردم.
I had a whim to do it.
عذر غیر موجه
a feeble excuse
عمرش نزدیک تمام شدنه. (آخر خطه)
His days are numbered.
عقده دل را گشودن
blow off steam
شاهنامه آخرش خوش است.
He laughs best who laughs last.
شایسته‌ی من نیست که…
It doesn’t be fit me to…
شکمی از عزا در‌آوردن
eat or drink to one’s heart’s content
غوره نشده می‌خواهد مویز شود.
He is trying to run before he has learnt to walk.
محبت سرش نمی‌شود.
He is blind to kindness.
صرف‌نظر از
apart from
قدمتان روی چشم.
You are most welcome.
قول شما را سند می‌دانم.
I take your word for it.
قدم نورسیده مبارک.
Congratulation on the new arrival.
قوز بالا قوز شدن
to go from bad to worse
قطره قطره جمع گردد وانگهی دریا شود
every little counts
کلاهمان پس معرکه است.
We haven’t got the slightest chance.
ککش هم نگزید.
He didn’t turn a hair.
pig headed
block head
کله پرباد
swollen head
کار و بار چطوره؟
How is business?
کاسه‌ی داغ‌تر از آش
more catholic than pope
کاسه‌ای زیر نیم کاسه است.
There is something in the wind. There are wheels within wheels.
کار حضرت فیل است.
It is an elephant task.
کاسه کوزه را سر من مشکن.
Don’t put the blame on me.
کار امروز را به فردا مینداز.
Don’t leave off till tomorrow what you can do today.
I would to God that…
عمرش وفا نکرد.
His life failed him.
عرصه زندگی را به کسی تنگ کردن
make life a hell
غرور مقدمه‌ی سقوط است.
Pride comes/goes before a fall.
قید همه چیز را زده‌ام.
I have ceased to care about.
قربون دهنت!
How right you are!
قسمت چنین بود.
It was so destined.
مشتاق دیدار.
Eager to see you.
به مفت نمی‌ارزد.
It is not worth a damn.
موهای بدنم را سیخ کرد.
It made my flesh creep.
مچم را گرفت.
He had me there.
محض شوخی بود.
It was out of mere homour.
مرحوم پدرتان
Your late father.
مرده‌شویش را ببرند.
Plague on it!
کاسه‌ای زیر نیم‌کاسه است.
There is more to it than meets the eye.
چه خیال کردی؟
What do you take me for?
مرا شیر کرد که آن کار را بکنم.
He dared me do it.
مسخره‌بازی درنیار.
Stop fooling.
مدتهاست شما را ندیده‌ام.
Ages since I saw you.
مگه عقلت را از دست دادی؟
Are you out of mind?
مگه کف دستم را بو کرده بودم.
How was I supposed to know?
مثل اینکه تنت میخاره.
You are asking for it.
نادیده خریدن جنس
buy a pig in a poke
نمی‌شود هم خدا را بخواهی هم خرما.
You can’t eat your cake and have it.
نوبت را رعایت کنید.
Take your turn.
نه راه پس دارم نه راه پیش.
I don’t know which way to turn.
کار از کار گذشته.
It is all over.
کلاهمون تو هم میره ها!
We shall fall out.
کسرش میشه با من صحبت کنه.
He is too proud to speak me.
کار بجاهای باریک کشیده.
Things have come to a pretty pass.
کی رو میخوای گول بزنی؟
Who are you getting at?
کله‌اش گرم است.
He is warm with wine.
کاش، خدا می‌کرد.
I wish to heaven


Add a Comment
  1. عالی ممنونیم

  2. thank you so much it helped me a lot. i really appreciate (^ ^)

    1. مهدی اصغری عظمی (معین تبریزی)

      Good luck

  3. فائزه آقایی

    بسیار زیبا

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *