بخش ۲

lysis

تحلیل ، فروکش ، زوال ، لیز شدن

 

peripheral

محیطی

 

impede

مانع شدن

 

wound

زخم ، زخمی کردن ، پیچ خورده

 

gradulally

ترجیحا

 

signify

دلالت کردن بر ، حاکی بودن از

 

swelling

تورم ، آماس

 

predominance

برتری

 

depletion

تقلیل ، نقصان

 

jaw

فک ، آرواره

 

distinguish

تشخیص دادن

 

abscess

دمبل ، ورم چرکی

 

pus

چرک ، فساد

 

acquire

به دست آوردن ، اکتساب کردن

 

expossure

در معرض نهادن

 

suppression

سرکوب کردن ، خنثی کردن

 

booster

تقویت کننده

 

trigger

راه اندازی ، ماشه فشنگ

 

viability

امکان ادامه حیات ، قابلیت دوام

 

intricate

پیچیده ، بغرنج

 

rupture

تخریب کردن ، پارگی

 

ingest

قورت دادن ، فاگوسیتوز کردن

 

modulation

نوسان ، فرکانس

 

excision

قطع ، برش ، شکافتن

 

recruit

استخدام سرباز جدید

 

secrete

ترشح کردن

 

manifestation

آشکارسازی ، ابراز ، ظهور

 

congenital

مادرزادی ، ارثی ، ذاتی

 

rhinitis

ورم غشای مخاطی بینی ، رینیت

 

peanutبادام زمینی ، رنگ کتانی

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *