بخش ۶

impair

خراب کردن ، آسیب زدن

 

splanchnic

احشایی

 

seal

آب بندی کردن ، بتونه

 

denote

مشخص کردن

 

contribute

شرکت کردن

 

definitive

قطعی ، نهایی

 

clump

دسته  ، انبوه کردن ، مشت ، شربه سنگین

 

abbreviation

مخفف ، اختصار

 

trap

به دام انداختن ، تله

 

ripe

رسیده ، بالغ ، مسلح

 

dye

رنگ زدن

 

proliferation

تکثیر

 

weave

ساختن ، بافتن ، بافندگی

 

initial

اولیه ، نخستین حروف کلمه

 

fabric

استخوانبندی ، کالبد ، محصول ، پارچه ، اساس

 

offspring

زاد و ولد ، فرزند ، منشا ، نسل

 

convert

معکوس ، معکوس کردن

 

coagulation

لخته ، منعقد شدن

 

string

نخ ، رشته ، رشته کردن

 

clot

دلمه ، لخته

 

consult

مشورت خواستن از ، مشورت کردن

 

keen

تیز ، دقیق ، باهوش ، مشتاق ، حساس

 

jealous

حسود ، حسادت

 

tact

کاردانی ، تدبیر

 

oath

قسم ، فحش

 

vacant

خالی

 

gallant

شجاع ، دلاور

 

data

داده

 

hardship

سختی

 

unaccustomed

غیرعادی

 

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *