خانه بر دوش

گر شوم مجبور تا او را فراموشش کنم

قلب خود را بعد از این باید کفن پوشش کنم

کرده بودم عهد ، دل بر کس نبندم ، ای دریغ

باید آن بیچاره ام را خانه بر دوشش کنم

داده ام دل آنکه غافل از منِ بیچاره است

آتشم در دل زد و سخت است خاموشش کنم

هر چه کردم تا بفهمد دوستش دارم ، نشد

چاره ای دیگر ندارم جز فراموشش کنم

وقت دل دادن ندانستم که در این ماجرا

جان خود با مرگ بایستی هم آغوشش کنم

آه ، بعد از این نمی دانم که در هجران او

زندگانی را چه سان در کام دل نوشش کنم ؟!

با غزل های تو زاهد مست می گردد معین

حیف یارم را نشد با شعر مدهوشش کنم

معین تبریزی

 

برای مشاهده ی سایر اشعار ، کلیک کنید .

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *