خطبه ۲۱۹ – خطبه درباره یکى از حاکمان

وَ مِنْ کَلام لَهُ عَلَیْهِ السَّلامُ
از سخنان آن حضرت است(۱)
لِلّهِ بِلادُ فُلان، فَقَدْ قَوَّمَ الاَْوَدَ، وَ داوَى الْعَمَدَ. اَقامَ السُّنَّهَ، وَ
خداوند شهرهاى فلان را خیر دهد، چه اینکه کژى ها را راست کرد و درد را درمان نمود. سنّت را به پا داشت،
خَلَّفَ الْفِتْنَهَ. ذَهَبَ نَقِىَّ الثَّوْبِ، قَلیلَ الْعَیْبِ. اَصابَ خَیْرَها،
و فتنه را پشت سر انداخت. با جامه پاک و کم عیب از دنیا گذشت. به خیر حکومت رسید
وَ سَبَقَ شَرَّها. اَدّى اِلَى اللّهِ طاعَتَهُ، وَ اتَّقاهُ بِحَقِّهِ. رَحَلَ وَ تَرَکَهُمْ
و از بدى آن پیشى جست. بندگى حق را به جا آورد، و حقّ تقواى او را مراعات نمود. از میان رفت و مردم را
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱ در اینکه این سخنان درباره کیست، رک: سیرى در نهج البلاغه، استاد شهید مطهرى، آخر فصل مربوط به عمر. (ویراستار)
فى طُرُق مُتَشَعِّبَه، لایَهْتَدى فیهَا الضّالُّ، وَ لایَسْتَیْقِنُ الْمُهْتَدى.
در راههاى گوناگون رها کرد، که گمراه در آن هدایت نیابد، و راه یافته پابرجاى بر یقین نماند.