شیرین نمی شدی !

ما را تو کاش عشق نخستین نمی شدی

فرمانروای سینه ی غمگین نمی شدی

حالا که داده ام به تو دل را به یک نگاه

همچون گذشته بودی و کاش این نمی شدی

می کردی ای دلم تو اگر حرف عقل گوش !

هرگز دچار دلبر خودبین نمی شدی

یارا ز کیمیاست که مس همچو زر شده ست !

گر شعر من نبود ، تو سیمین نمی شدی

شیرین ! چنین مناز به نام و نشان خود

فرهاد اگر نبود ، تو شیرین نمی شدی

مهتابِ من نبودی اگر قبل ها ، کنون

در آسمان غیر که پروین نمی شدی

آشفته دل ز یار نبودی اگر معین

هرگز به هیچ دلشده تسکین نمی شدی

 

برای مشاهده ی سایر اشعار ، کلیک کنید .

۴ Comments

Add a Comment
  1. Awliii boooood . khososan beit 2 . Awliiii

    1. مهدی اصغری عظمی ( معین تبریزی )

      بی نهایت سپاسگزارم

  2. ما گذشتیم و گذشت آنچه تو با ما کردی
    تو بمان و دگران وای به حال دگران!!!

    عالی بود آقای اصغری
    ولی سخت نگیرید میگذره!!😊

    1. مهدی اصغری عظمی (معین تبریزی)

      نازنینا شادی از اندوه بسیارم مکن
      من که از عالم گذشتم از تو هم خواهم گذشت

      سپاس

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *