عشق اساس و پایه ازدواج نیست!

هنگام تصمیم گیری در انتخاب شریک زندگی، هیچ کس نمی خواهد مرتکب اشتباهی شود در حالیکه نزدیک به ۵۰ درصد از آمار طلاق حاکی از آن است که بسیاری از افراد در انتخاب همسر مورد نظر خود به اشتباهات جدی دست می زنند.
اگر از بیشتر زوجها علت ازدواجشان را سؤال کنید جوابی جز اینکه ما عاشق یکدیگر شدیم نخواهید شنید. این بزرگترین اشتباهی است که افراد هنگام ملاقات می کنند. انتخاب یک شریک و یار و همراه زندگی نباید بر پایه عشق و احساس باشد. هر چند این مطلب درست به نظر نمی رسد اما این یک حقیقت ژرف و عمیق است که عشق، اساس و پایه ای برای ازدواج نیست، بلکه عشق و علاقه نتیجه و پیامد ازدواجی خوب و موفق است. می توان گفت زمانی که تمام عوامل و عناصر، صحیح و در جای خود باشند، عشق و علاقه را نیز به دنبال خود می آورند. شما نمی توانید زندگی مشترک را فقط بر پایه عشق و احساس بسازید. یک زندگی مشترک علاوه بر عشق و احساس نیازمند مواردی است که ما در اینجا تنها به بحث و بررسی پنج مورد اساسی آن می پردازیم. بنابراین، اگر در پیدا کردن و داشتن همسری خوب و مناسب مصر هستید می توانید با استفاده از این پنج سؤال کلید طلایی، خوشبحتی خود را پیدا کرده و پیروزی خویش را در ازدواج موفقتان جشن بگیرید.
سؤال اول: آیا یک هدف مشترک را در زندگی دنبال می کنید؟
اهمیت این سؤال در چیست و چرا تا این حد مهم است؟ بگذارید آن را به گونه ای بهتر طرح کنیم. اگر ۲۰ تا ۳۰ سال از ازدواج شما می‏گذرد تمام این مدت چه طرح و برنامه ای برای زندگی خود داشته اید؟ چرا که طی این سالها، مدت زمان طولانی برای با هم بودن و زندگی کردن در کنار یکدیگر داشته اید. برنامه هایی نظیر: مسافرت، غذا خوردن و پیاده روی با یکدیگر؟ آیا چیزی فراتر از آن، شما نیاز به چیزی عمیق تر و پر معناتر دارید و آن چیزی جز یک هدف مشترک در زندگی نیست.
همانگونه که می دانید در هر ازدواج با دو رویداد اجتناب ناپذیر مواجه می شویم اینکه زوجین همراه با یکدیگر به رشد و ترقی می رسند یا جدای از یکدیگر. آمار نشان می دهد که ۵۰ درصد جدای از یکدیگر مسیر رشد و کمال را طی ‏می‏کنند. این به آن معناست که آنها در ظاهر در کنار یکدیگر زندگی می کنند، اما در واقع جدای از یکدیگرند و در دنیایی جدا از دنیای دیگری به سر می برند.
برای یک ازدواج موفق همواره باید این سه نکته را در نظر داشته باشید: ۱- در زندگی به دنبال چه هستید؟ ۲- از زندگی چه می خواهید و خواسته هایتان در زندگی چیست؟ ۳- با شخصی ازدواج کنید که خواسته هایش در زندگی با شما مشترک است.
سوال دوم: آیا می توان به راحتی و با امنیت خاطر احساسات و عقید خود را با این فرد مطرح کرد؟
این سوال دربرگیرنده نوع ارتباط شماست. اما منظور از آسودگی و امنیت خاطر چیست؟ امنیت خاطر یعنی اینکه شما به راحتی و فارغ از هر گونه اضطراب و استرسی بتوانید با فرد مورد نظرتان به بحث و گفتگو بنشینید و نظریات خود را مطرح کنید. همانطور که می دانید اساس و پایه یک ارتباط خوب و موفق اعتماد و اطمینان است. اعتماد و اطمینان از اینکه با بیان احساسات و نظریات خود او شما را مؤاخذه نمی کند و مورد تمسخر و توهین او واقع نمی شوید. این فاکتورها مشخص کننده خصوصیات اخلاقی فرد مورد نظر است و نشان می دهد که آیا این فرد به دیگران توهین می‏کند یا نه. اگر فرد مورد نظر شما چنین خصوصیت اخلاقی را داراست، بهتر است هر چه زودتر او و زندگی مشترک با او را فراموش کنید؛ زیرا در کنار چنین فردی نه تنها نظریات خود را بیان نمی کنید بلکه از ابراز احساسات و عقاید خو نیز می ترسید. بنابراین با خود روراست باشید و مطمئن شوید که می توانید به راحتی احساسات خود را با این شخص در میان بگذارید یا نه.
سوال سوم: آیا او فردی مهربان و قابل احترام است؟
یک فرد مهربان، کسی است که پاک و حساس باشد و شما با تمام وجود او را دوست داشته باشید و تحسین کنید. اما چگونه می توان به این نتیجه رسید. چند سوال که با در نظر داشتن آنها تا حدی می توان فرد مورد نظر را امتحان کرده و شخصیت او را محک زد.
آیا برای بهبود شخصیت خود تلاش می کند؟ و جدی است؟
خوب و پسندیده کسی است که همواره می کوشد تا خوب و شایسته باشد و کارهای صحیحی انجام دهد، لذا چنین فردی نه تنها مهربان و پاک است بلکه قابل احترام و تحسین نیز می باشد.
نکته دیگر اینکه مواردی را که برای شما مهم و پر معنا است از یاد نبرید و همواره آن را مد نظر داشته و به بررسی آنها بپردازید.
۱- این فرد چگونه از وقت خود استفاده می کند؟
۲- آیا او فردی مادی گراست یا نه؟ افراد مادی گرا در پی اصلاح شخصیت خویش نیستند.
به طور اساسی می توان مردم دنیا را به دو دسته تقسیم کرد:
پر تلاش که به دنبال ترقی و پیشرفت بوده و دسته دوم افرادی راحت طلب هستند که همواره به فکر راحتی و آسودگی خود هستند.
کسی که تمام هدفش در زندگی کسب آسودگی و آسایش است همواره راحتی خود را در صدر همه کارها قرار داده و این راحتی را به همه چیز ترجیح می دهد. لذا با در نظر گرفتن این موارد و با دیدی باز تصمیم بگیرید.
سوال چهارم: رفتار او با دیگران چگونه است؟
یکی از مهمترین مسائلی که باعث تداوم هر گونه ارتباطی می شود توانایی در شاد کردن و خشنود ساختن طرف مقابل است. از خودتان بپرسید آیا او فردی است که از شادی دیگران لذت می برد و برای خشنود ساختن آنها دست به هر کاری می زند یا اینکه فردی منزوی و انزوا طلب است که همواره در خود فرو رفته و غرق در اندیشه است.
برای ارزیابی و امتحان او به موارد زیر دقت کنید:
۱- برخورد او با افرادی نظیر راننده تاکسی، رفتگر شهرداری، پیشخدمت رستوران و … که از لحاظ اجتماعی و موقعیت شغلی در سطح بالایی نیستند چگونه است؟
۲- برخورد او با خانواده اش یعنی با والدین و خواهر و برادرش چگونه است؟ آیا فردی قدردان و سپاسگزار است؟
اگر سپاسگزار از رنجها، زحمات و از خود گذشتگی هایی که والدین برای او متحمل شده اند نباشد، چگونه می توان انتظار داشت که به خاطر کاری از شما تشکر کند.
۳- آیا او فردی است خبرچین که به بدگویی و شایعه پراکنی در مورد دیگران بپردازد؟ کسی که در مورد دیگران بدگویی می کند، نمی تواند دیگران را دوست بدارد و از صمیم قلب به آنها عشق بورزد. سرانجام اینکه مطمئن باشید کسی که دیگران را ناچیز می شمارد و به دیده تحقیر به آنها می نگرد در نهایت با شما هم همانگونه رفتار می کند.
سوال پنجم: آیا در اخلاق و رفتار او اشکال و ایرادی می بینید که آرزوی اصلاح آن را بعد از ازدواج دارید؟
بسیاری از مردم این اشتباه را می کنند و ناآگاهانه تن به ازدواج می دهند با این امید و آرزو که بعد از ازدواج فرد مورد نظر را اصلاح می کنند و رفتار و اخلاقش را تغییر می دهند. اما این فکر و عقیده کاملاً اشتباه است. انتظار اینکه شخص بعد از ازدواج تغییر کند انتظاری دور از ذهن است چرا که ممکن است پس از ازدواج وضعیت بدتر و وخیم تر هم بشود. بنابراین اگر خصوصیات اخلاقی فرد را اینگونه که هست نمی پذیرید، ازدواج با او را فراموش کنید.
سخن آخر اینکه دیدار و ملاقات چنانچه به نظر می رسد سخت و مشکل نیست. تنها لازم است کمی بیشتر فکر کنید و کمتر دستخوش احساسات و عواطف شوید. بهتر است واقع بینانه عمل کنید و در مورد مسائلی مهم، سوالاتی را مطرح کنید. عاشق شدن و عشق ورزیدن احساسی مقدس است. اما برای ازداوج باید تمام زوایا را در نظر داشت. هیچ کس نمی خواهد بعد از ازدواج هنگامی که حلقه ازدواج را در دست می بیند، به خاطر انتخاب غلط و تصمیم گیری اشتباه با کوله باری از غم و اندوه روبرو شود و تا آخر عمر نادم و پشیمان باشد.
نویسنده:رئوف زاده، نرگس منبع:راسخون

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *