۲- اِختبر نفسک!

عیّن الحال و صاحبهَا:

۱)      یَستَمعُ الطالبُ إلی القرآن خاشعاً. (دانش آموز با فروتنی به قرآن گوش می دهد.)

۲)      یَعیشَ المؤمنُ فی الدنیا شاکراً. (مؤمن در دنیا سپاسگزار زندگی می کند.)

۳)      یَلعبُ الطفل فی الغرفه صامتاً. ( کودک در اتاق ساکت بازی می کند.)

آیا «حال» تنها به شکل اسم فاعل در جمله ظاهر می شود؟! به جمله های زیر با دقّت توجّه کنید:

نمونه

یجتهدُ الطالبُ فی عمله مسروراً.

یَجلس الوالد فی الغرفه فَرِحاً.

با توجه به جمله های بالا روشن می شود که حال علاوه بر شکل «اسم فاعل» به صورت مشتقات دیگری از جمله «اسم مفعول» و « صفت مشبهه» نیز به کار می رود. به این نوع حال که تنها یک کلمه است و به صورت جمله نمی باشد «حال مفرد» می گویند.

۲- للتدریب:

أکمل الفراغ حَسب النَّموذج:

۱)      عَفوتُ عن المُخطئ …… . (کَرُمَ ـ صفه مشبهه) (بزرگوارانه از خطاکار گذشتیم.)

۲)      هَل تَنظُرُ إلی العِبَر …… . (تَأمَّلَ ـ اسم الفاعل) (آیا با تأمل به عبرت ها می نگری.)

۳)      ساعِدْ أخاک  …… . (ظَلَم ـ اسم المفعول) (برادر ستمدیده ی خود را یاری کن.)

۳- اِختبر نفسک!

أکمل الفراغ بالحال:

۱)      لا تَقُم إلی الصلاه ……. . (تکاسلٌ ـ مُتکاسِلاً ـ تکاسَلَ) (با تنبلی به نماز نایست.)

۲)      تَکلّم مع النّاسِ …….. . (صادقاً ـ صَدَقَ ـ الصادقَ) (با مردم صادقانه صحبت کن.)

۳)      هَجَمَ العَدوّ علی أراضیا ……. . (المعتدی ـ المعتدیه ـ مُعتدیاً) (دشمن به سرزمین ما تجاوزگرانه حمله کرد.)

چه رابطه ای میان حال و صاحب حال است؟ آیا تشابهی از نظر معرفه و نکره بودن دارند؟ آیا از نظر جنس و عدد رابطه رابطه ای میان آن ها وجود دارد؟

نمونه

تجتهد الطالبهُ فی عملها راضیهً:

یَلعبُ الوالدان فی الغرفه مَسرورَیْنِ.

تلعبُ الأُختان فی السّاحه فَرحتَیْنَ.

یَعیشُ المؤمنون فی الدّنیا قانعینَ.

دَخلتِ المعلماتُ فی الصّفوف مُبتسماتٍ.

ملاحظه می کنید : ۱- حال نکره و صاحب حال معرفه است.

۲- حال در جنس (مذکر و مؤنث) و عدد (مفرد، مثنی و جمع) با صاحب حال مطابقت می کند.

۳- للتدریب:

أکمل الفراغ حَسب النَّموذج:

۱)      یَستمع الطلابُ إلی القرآنِ …… . (خاشع) (دانش آموزان با فروتنی به قرآن گوش می دهند.)

۲)      لَعِبت الطفله فی الغُرفه ……. . (صامت) (دخترک ساکت در اتاق بازی کرد.)

۳)      تَعیش المؤمنات فی الدنیا …… .(قانعه) (زنان با ایمان در دنیا قانع زندگی می کنند.)

۴- اختبر نفسک!

عیّن العباره الخالیه من الخطأ:

۱)      جاءَ الْأنبیاء مُبشّراً. (پیامبران بشارت دهنده آمدند.)

۲)      نَحن نَستمعُ إلی القرآنِ خاشعون.(ما با فروتنی به قرآن گوش می سپاریم.)

۳)      المؤمناتُ یَدْخُلْنَ الجنّه شاکرهً. (زنان با ایمان سپاسگزار وارد بهشت می شوند.)

۴)      أعتَصِمُ بِحَبل الله خاضعاً. (به ریسمان الهی با خضوع چنگ می زنم.)

آیا حال، تنها به صورت مفرد (یک کلمه) به کار می رود؟

نمونه

بَدَأ الطالب دِراستَه و هُو یَجتهدُ فی عمله.

جلَست الطالبهُ تَکتُبُ دَرسَها / وَ قد کَتبَت درسها.

حال به صورت جمله نیز کاربری دارد، در جمله ی اول <و هو یجتهد فی عمله> جمله حالیه (اسمیه) است که با <واو> حالیه شروع شد و بعد از آن مبتدا و خبر آمده است. و در جمله ی دوم <تکتب درسها> و یا <و قد کتبت درسها>

جمله ی حالیه (فعلیه) می باشد.

تذکر: پیش از این دانستیم که اعراب جمله <محلی> است، پس عبارتی چون <و هو یجتهد فی عمله> حال و محلاً منصوب است.

صاحب حال بودن نقش محسوب نمی شود بلکه صاحب حال می تواند اعرابی چون فاعل ، نائب فاعل و مفعول به داشته باشد.

۴- للتدریب:

عیّن الحال و صاحبها ثمّ اذکر إعراب صاحب الحال:

۱)      (خُلِقَ الإنسانُ ضعیفاً.) (انسان ضعیف آفریده شده است.)

۲)      (فَبَعثَ اللهُ النبیّین مُبشّرینَ.) (پس خداوند پیامبران را بشارت دهنده مبعوث کرد.)

حال وصف منصوبی است که حالت «صاحب حال» را در موقع انجام فعل بیان می کند.

نکته ها:

۱- کلمه ی <وَحده ، وَحدک> (تنها ، به تنهایی) که پیوسته همراه ضمیر به کار می رود ، حال می باشد:

جاءَ صدیقی وحدَه. (دوستم به تنهایی آمد.)

۲- گاهی <صاحب حال> به صورت ضمیر فاعلی (مستتر یا بارز) است، هر چند مرجع ضمیر در جمله موجود باشد؛ الطالبُ یمشی إلی المدرسه مسروراً. (صاحب حال: هو مستتر)

۳- گاهی فقط مفهوم یک عبارت است که به ما کمک می کند تشخیص دهیم که <فاعل> صاحب حال است یا <مفعول> مانند: أطْعَمَت الأمُّ طِفلَتها جائعهً.(صاحب حال: طفله)

 ۵- اِختبِر نفسَک!

عیّن إعراب ما أشیر إلیه بخطّ:

۱) (و مَنْ قُتِلَ مظلوماً فقد جعلنا لِولیّه سلطاناً.) (و هرکس مظلومانه کشته شود برای صاحب آن قدرتی قرار دادیم.)

۲) (یا أیّتهَا النفسُ الْمطمئنّهُ ارْجِعی إلی ربِّکِ راضیه مرضیَّهً.) (ای آسوده خاطر، خشنود و پسندیده به سوی پروردگارت باز گردد.)

۳) (تَدرُسُ الطالبهُ و هی تَسعی لِلوصول إلی الغایاتِ السّامیه. (دانش آموز درس می خواند در حالی که برای رسیدن به هدف های والا تلاش می کند.)

۴)  و إنّما أولادُنا تَمشی علی الأرضِ. (قطعاً فرزندانمان در میان ما ، جگر گوشه های ما هستند که روی زمین

راه می روند.)

                                                     أجوبه (پاسخ ها)

 اختبر!

۱٫ خانم مجدّی این روزها نگران است …. بله … بار دیگر مشکل فرزندان ذهن او را مشغول کرده است. مسأله این است که فرزندان موقع انجام تکالیف، کمک به مادر، برپا داشتن نماز و دیگر کارها چگونه می باشند ….؟ آیا آن ها در حالت ترس هستند یا مایل به کار؟! … شادمان یا نگران؟! … و… مادر اعتقاد داشت که فرزندانش موقع انجام تکالیف …راغب و شادمان هستند … پس هیچ جبر و ترس و… نیست.

ولی یکی از فامیل ها هفته ی گذشته ، شک در دل مادر انداخت…! امّا …

رقم

حال

صاحب حال

۱

خاشعاً

الطالب

۲

شاکراً

المؤمن

۳

صامتا

الطفل

۳۱) ۱)متکاسِلاً       ۲)صادقاً          ۳)مُعتدیاً

۴٫ تنها مورد (۴) خطایی ندارد ، در (۱) به خاطر جمع بودن صاحب حال (الأنبیاء) ، <مُبشَرینَ> درست است و در (۲) حال مرفوع است در صورتی که باید <خاشعینَ> به حالت منصوب باشد و در (۳) نیز حال (شاکرهً) با صاحب حال(المؤمنات) مطابقت ندارد و <شاکراتٍ> درست است.

۵٫ ۱) مظلوماً: حال و منصوب ، سلطاناً: مفعول به و منصوب

    ۲) الصّلاه: مفعول به و منصوب ، أنتم: مبتدا و مرفوع محلاً ، ما: مفعول به و منصوب محلاً

    ۳) هی تَسعی: جمله حالیه (اسمیه) و منصوبه محلاً (هی: مبتدا، تَسعی: فعل و فاعل و خبر)

    ۴) أولاد: مبتدا و مرفوع (<ما>ی کافّه <إنّ> را از عمل باز داشته است) ، نا: مضاف إلیه و مجرور محلاً) ، تَمشی:

        فعل و فاعل و الجمله فی محلّ نصب حال

O تدریبات

۱٫  ۱) ماشیاً                      ۲) ضاحِکاً                   ۳) راغِباً

۲٫  ۱) کریماً                       ۲) مُتأمِّلاً                     ۳) مظلوماً

۳٫  ۱) خاشعینَ                  ۲) صامتهً                     ۳) قانعاتٍ

۴٫  ۱) حال: ضعیفاً ، صاحب حال: الانسان و مرفوع بإعراب نائب فاعل

۵٫  ۱) مُبشّرینَ ، صاحب حال: النبیّین و منصوب بإعراب مفعول به.