خطبه ۶۹ – خطبه سحرگاه روزى که ضربت به فرق مبارکش رسید

وَ قالَ عَلَیْهِ السَّلامُ
و گفتار آن حضرت است
فى سُحْرَهِ الْیَوْمِ الَّذى ضُرِبَ فیهِ
سحرگاه روزى که ضربت به فرق مبارکش رسید
مَلَکَتْنى عَیْنى وَ اَنَا جالِسٌ، فَسَنَحَ لى رَسُولُ اللّهِ صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ
نشسته بودم که خواب مرا گرفت، و رسول خدا صلّى اللّه علیه وآله
وَآلِهِ، فَقُلْتُ: یا رَسُولَ اللّهِ، ماذا لَقیتُ مِنْ اُمَّتِکَ مِنَ الاَْوَدِ وَاللَّدَدِ!
بر من آشکار شد، گفتم: اى پیامبر خدا، چه کجى ها و دشمنى ها از امت تو دیدم!
فَقالَ: ادْعُ عَلَیْهِمْ. فَقُلْتُ: اَبْدَلَنِى اللّهُ بِهِمْ خَیْراً مِنْهُمْ، وَ اَبْدَلَهُمْ
فرمود: به آنان نفرین کن. گفتم: خداوند بهتر از آنان را به من عنایت کند، و به جاى من
بى شَرّاً لَهُمْ مِنّى.
شرى را بر آنان گمـارد.
] یَعْنى بِالاَْوَدِ الاِْعْوِجاجَ، وَ بِاللَّدَدِ الْخِصامَ، وَ هذا مِنْ اَفْصَحِ الْکَلامِ.[
منظـور از «اَوَد» کجـى و «لَـدَد» دشمنى است، و این از فصیح ترین سخنان اسـت.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.