شناخت متمم فعل

متمّم ، گروه اسمی است که پس از حرف اضافه ( از ، به ، با ، برای ، در ، بر ،  و … ) می آید .

به آن دسته از متمّم ها که فعل به آن ها نیاز دارد ، متمم فعل گفته می شود :  ایران با دشمن متجاوز  می جنگد .   ( متجاوز : متمم فعلی )

      متمم فعل ، جزءِ اجزای اصلی گزاره و جمله است و در شمارش تعداد اجزای جمله به حساب می آید .زیرا با حذف آن ، جمله ناقص ، بی معنا و یا نارسا می شود . هر گزاره یا جمله تنها می تواند یک متمم فعل داشته باشد . البتّه گاه ممکن است چند متمم فعل با حرف عطف در کنار یکدیگر قرار گیرند :

من از حساب و پرسش روزقیامت می ترسم .

 فعل هایی که به متمّم نیازمندند ، حرف اضافه ی مخصوصی دارند و بی آن به کار نمی روند .

فعل هایی که متمم می طلبند به دو دسته اند :

الف )    فعل هایی که به جز نهاد ، تنها متمم می طلبند  و یک جمله ی سه جزیی یا گذرا به متمم تولیدمی کنند . مانند :

اندیشیدن :  به                                                 

رنجیدن     :  از                                             

ترسیدن    :  از

جنگیدن    :   با

گنجیدن     :  در

ب ) فعل هایی که جز نهاد و متمم ، مفعول نیز می طلبندو به همین دلیل دو نقش نمای مفعولی ( را ) و متممی ( حرف اضافه ) را با هم دارند . مانند :

ترساندن  :  را   –  از                                کودک را از موجودات خیالی ترساند

پرسیدن   :  را  –  از                                  معلم درس را از دانش آموز پرسید

گنجاندن   :  را  – در                                  احمد کتاب را در قفسه گنجاند

سنجیدن   : را   –  با                                 رضا خود را با رستم می سنجد

فروختن    :  را – به                                   کتاب را به دوستش فروخت

بنابراین برای تشخیص متمم فعل ضروری است حروف اختصاصی افعال را بدانیم  .

الف -فعل هایی که علاوه بر نهاد به متمم نیاز دارند ( سه جزیی با متمم / گذرا به متمم )  :

 ۱- فعل هایی که حرف اضافه ی مخصوص آن ها   «   به  » است  

اندیشیدن – انجامیدن  – بالیدن  – برازیدن – برخوردن  – پرداختن  – پیوستن – چسبیدن – روی آوردن – زیبیدن – گرویدن – مانستن – نازیدن  – نگریستن

۲-  فعل هایی که حرف اضافه ی مخصوص آن ها  «  با » است 

آمیختن ( مخلوط شدن )  – جنگیدن – درآمیختن  – درآویختن – ساختن ( سازش کردن )  – سر کردن – ور رفتن

۳- فعل هایی که حرف اضافه ی اختصاصی آن ها  « از » است

بازماندن – برآشفتن  – پرهیزیدن – ترسیدن – جَستن – دست کشیدن – دست برداشتن – رَستن  – رنجیدن – رهیدن – گذشتن – گریختن – گسستن ( جدا شدن ) هراسیدن

۴- فعل هایی که حرف اضافه ی مخصوص آن ها  «  در » است  : گنجیدن  – فرو رفتن

۵- فعل هایی که حرف اضافه ی مخصوص آن ها «  بر » است :  شوریدن

ب – فعل هایی که علاوه بر نهاد و متمم به مفعول نیز نیاز دارند( چهارجزیی با مفعول و متمم / گذرا به مفعول و متمم )  :

۱-  فعل هایی که حرف اضافه ی اختصاصی آن ها  « به » است

آموختن ( یاد دادن ) –  آویختن ( نصب کردن )  –  آلودن –  افزودن  –  باختن  – بخشیدن – برانگیختن  – پرداختن – پیوستن – سپردن – فرمودن – فروختن  – گفتن – گماردن – گماشتن – دادن – دیکته کردن – مالیدن – مالاندن – نشان دادن – نشان دادن

۲- فعل هایی که حرف اضافه ی اختصاصی آن ها  « با » است 

آراستن – آمیختن ( مخلوط کردن ) اندودن – سنجیدن –

۳- فعل هایی که حرف اضافه ی مخصوص آن ها  «  از »  است

آموختن ( یاد گرفتن )  – پرسیدن – خریدن – دزدیدن – زدودن – ربودن – ستاندن – ستدن – شنیدن – طلبیدن – کاستن – کش رفتن – گرفتن –

۴- فعل هایی که حرف اضافه ی مخصوص آن ها  « در » است  : فرو بردن – فرو کردن

نکته ۱ : اگر تکواژ گذرا ساز « ان » به فعل های گذرا به متمم ( سه جزیی با متمم ) افزوده شود ، آن ها را به فعل های گذرا به مفعول و متمم تبدیل می کند .

ترسیدن <>  ترساندن                  چسبیدن<> چسباندن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *