قواعد درس چهارم از كتاب سوم تجربي و رياضي
2- اِختبر نفسك!
عيّن الحال و صاحبهَا:
1) يَستَمعُ الطالبُ إلي القرآن خاشعاً. (دانش آموز با فروتني به قرآن گوش مي دهد.)
2) يَعيشَ المؤمنُ في الدنيا شاكراً. (مؤمن در دنيا سپاسگزار زندگي مي كند.)
3) يَلعبُ الطفل في الغرفة صامتاً. ( كودك در اتاق ساكت بازي مي كند.)
آيا «حال» تنها به شكل اسم فاعل در جمله ظاهر مي شود؟! به جمله هاي زير با دقّت توجّه كنيد:
نمونه
يجتهدُ الطالبُ في عملة مسروراً.
يَجلس الوالد في الغرفة فَرِحاً.
با توجه به جمله هاي بالا روشن مي شود كه حال علاوه بر شكل «اسم فاعل» به صورت مشتقات ديگري از جمله «اسم مفعول» و « صفت مشبهه» نيز به كار مي رود. به اين نوع حال كه تنها يك كلمه است و به صورت جمله نمي باشد «حال مفرد» مي گويند.
2- للتدريب:
أكمل الفراغ حَسب النَّموذج:
1) عَفوتُ عن المُخطئ …… . (كَرُمَ ـ صفة مشبهه) (بزرگوارانه از خطاكار گذشتيم.)
2) هَل تَنظُرُ إلي العِبَر …… . (تَأمَّلَ ـ اسم الفاعل) (آيا با تأمل به عبرت ها مي نگري.)
3) ساعِدْ أخاك …… . (ظَلَم ـ اسم المفعول) (برادر ستمديده ي خود را ياري كن.)
3- اِختبر نفسك!
أكمل الفراغ بالحال:
1) لا تَقُم إلي الصلاة ……. . (تكاسلٌ ـ مُتكاسِلاً ـ تكاسَلَ) (با تنبلي به نماز نايست.)
2) تَكلّم مع النّاسِ …….. . (صادقاً ـ صَدَقَ ـ الصادقَ) (با مردم صادقانه صحبت كن.)
3) هَجَمَ العَدوّ علي أراضيا ……. . (المعتدي ـ المعتدية ـ مُعتدياً) (دشمن به سرزمين ما تجاوزگرانه حمله كرد.)
چه رابطه اي ميان حال و صاحب حال است؟ آيا تشابهي از نظر معرفه و نكره بودن دارند؟ آيا از نظر جنس و عدد رابطه رابطه اي ميان آن ها وجود دارد؟
نمونه
تجتهد الطالبةُ في عملها راضيةً:
يَلعبُ الوالدان في الغرفة مَسرورَيْنِ.
تلعبُ الأُختان في السّاحة فَرحتَيْنَ.
يَعيشُ المؤمنون في الدّنيا قانعينَ.
دَخلتِ المعلماتُ في الصّفوف مُبتسماتٍ.
ملاحظه مي كنيد : 1- حال نكره و صاحب حال معرفه است.
2- حال در جنس (مذكر و مؤنث) و عدد (مفرد، مثني و جمع) با صاحب حال مطابقت مي كند.
3- للتدريب:
أكمل الفراغ حَسب النَّموذج:
1) يَستمع الطلابُ إلي القرآنِ …… . (خاشع) (دانش آموزان با فروتني به قرآن گوش مي دهند.)
2) لَعِبت الطفلة في الغُرفة ……. . (صامت) (دخترك ساكت در اتاق بازي كرد.)
3) تَعيش المؤمنات في الدنيا …… .(قانعة) (زنان با ايمان در دنيا قانع زندگي مي كنند.)
4- اختبر نفسك!
عيّن العبارة الخالية من الخطأ:
1) جاءَ الْأنبياء مُبشّراً. (پيامبران بشارت دهنده آمدند.)
2) نَحن نَستمعُ إلي القرآنِ خاشعون.(ما با فروتني به قرآن گوش مي سپاريم.)
3) المؤمناتُ يَدْخُلْنَ الجنّة شاكرةً. (زنان با ايمان سپاسگزار وارد بهشت مي شوند.)
4) أعتَصِمُ بِحَبل الله خاضعاً. (به ريسمان الهي با خضوع چنگ مي زنم.)
آيا حال، تنها به صورت مفرد (يك كلمه) به كار مي رود؟
نمونه
بَدَأ الطالب دِراستَه و هُو يَجتهدُ في عمله.
جلَست الطالبةُ تَكتُبُ دَرسَها / وَ قد كَتبَت درسها.
حال به صورت جمله نيز كاربري دارد، در جمله ي اول <و هو يجتهد في عملة> جمله حاليه (اسميه) است كه با <واو> حاليه شروع شد و بعد از آن مبتدا و خبر آمده است. و در جمله ي دوم <تكتب درسها> و يا <و قد كتبت درسها>
جمله ي حاليه (فعليه) مي باشد.
تذكر: پيش از اين دانستيم كه اعراب جمله <محلي> است، پس عبارتي چون <و هو يجتهد في عمله> حال و محلاً منصوب است.
صاحب حال بودن نقش محسوب نمي شود بلكه صاحب حال مي تواند اعرابي چون فاعل ، نائب فاعل و مفعول به داشته باشد.
4- للتدريب:
عيّن الحال و صاحبها ثمّ اذكر إعراب صاحب الحال:
1) (خُلِقَ الإنسانُ ضعيفاً.) (انسان ضعيف آفريده شده است.)
2) (فَبَعثَ اللهُ النبيّين مُبشّرينَ.) (پس خداوند پيامبران را بشارت دهنده مبعوث كرد.)
حال وصف منصوبي است كه حالت «صاحب حال» را در موقع انجام فعل بيان مي كند.
نكته ها:
1- كلمه ي <وَحده ، وَحدك> (تنها ، به تنهايي) كه پيوسته همراه ضمير به كار مي رود ، حال مي باشد:
جاءَ صديقي وحدَه. (دوستم به تنهايي آمد.)
2- گاهي <صاحب حال> به صورت ضمير فاعلي (مستتر يا بارز) است، هر چند مرجع ضمير در جمله موجود باشد؛ الطالبُ يمشي إلي المدرسة مسروراً. (صاحب حال: هو مستتر)
3- گاهي فقط مفهوم يك عبارت است كه به ما كمك مي كند تشخيص دهيم كه <فاعل> صاحب حال است يا <مفعول> مانند: أطْعَمَت الأمُّ طِفلَتها جائعةً.(صاحب حال: طفلة)
5- اِختبِر نفسَك!
عيّن إعراب ما أشير إليه بخطّ:
1) (و مَنْ قُتِلَ مظلوماً فقد جعلنا لِوليّه سلطاناً.) (و هركس مظلومانه كشته شود براي صاحب آن قدرتي قرار داديم.)
2) (يا أيّتهَا النفسُ الْمطمئنّةُ ارْجِعي إلي ربِّكِ راضية مرضيَّةً.) (اي آسوده خاطر، خشنود و پسنديده به سوي پروردگارت باز گردد.)
3) (تَدرُسُ الطالبةُ و هي تَسعي لِلوصول إلي الغاياتِ السّامية. (دانش آموز درس مي خواند در حالي كه براي رسيدن به هدف هاي والا تلاش مي كند.)
4) و إنّما أولادُنا تَمشي علي الأرضِ. (قطعاً فرزندانمان در ميان ما ، جگر گوشه هاي ما هستند كه روي زمين
راه مي روند.)
أجوبة (پاسخ ها)
اختبر!
1. خانم مجدّي اين روزها نگران است …. بله … بار ديگر مشكل فرزندان ذهن او را مشغول كرده است. مسأله اين است كه فرزندان موقع انجام تكاليف، كمك به مادر، برپا داشتن نماز و ديگر كارها چگونه مي باشند ….؟ آيا آن ها در حالت ترس هستند يا مايل به كار؟! … شادمان يا نگران؟! … و… مادر اعتقاد داشت كه فرزندانش موقع انجام تكاليف …راغب و شادمان هستند … پس هيچ جبر و ترس و… نيست.
ولي يكي از فاميل ها هفته ي گذشته ، شك در دل مادر انداخت…! امّا …
رقم | حال | صاحب حال |
1 | خاشعاً | الطالب |
2 | شاكراً | المؤمن |
3 | صامتا | الطفل |
31) ۱)متكاسِلاً 2)صادقاً 3)مُعتدياً
4. تنها مورد (4) خطايي ندارد ، در (1) به خاطر جمع بودن صاحب حال (الأنبياء) ، <مُبشَرينَ> درست است و در (2) حال مرفوع است در صورتي كه بايد <خاشعينَ> به حالت منصوب باشد و در (3) نيز حال (شاكرةً) با صاحب حال(المؤمنات) مطابقت ندارد و <شاكراتٍ> درست است.
5. 1) مظلوماً: حال و منصوب ، سلطاناً: مفعول به و منصوب
2) الصّلاة: مفعول به و منصوب ، أنتم: مبتدا و مرفوع محلاً ، ما: مفعول به و منصوب محلاً
3) هي تَسعي: جملة حالية (اسمية) و منصوبة محلاً (هي: مبتدا، تَسعي: فعل و فاعل و خبر)
4) أولاد: مبتدا و مرفوع (<ما>ي كافّه <إنّ> را از عمل باز داشته است) ، نا: مضاف إليه و مجرور محلاً) ، تَمشي:
فعل و فاعل و الجملة في محلّ نصب حال
O تدريبات
1. 1) ماشياً 2) ضاحِكاً 3) راغِباً
2. 1) كريماً 2) مُتأمِّلاً 3) مظلوماً
3. 1) خاشعينَ 2) صامتةً 3) قانعاتٍ
4. 1) حال: ضعيفاً ، صاحب حال: الانسان و مرفوع بإعراب نائب فاعل
5. 1) مُبشّرينَ ، صاحب حال: النبيّين و منصوب بإعراب مفعول به.
