دانشآموزان چگونه درس بخوانند تا فراموشي آنها، به حداقل برسد؟
حقيقت اين است که بسياري از دانشآموزان، درست درس خواندن را نميدانند. بسياري از آنها کلّي تلاش ميکنند و زحمت ميکشند، امّا زمان يادآوري مطالب، دچار مشکل ميشوند. در يک مطالعهي خوب و سازگار با کشفيات علمي، بهتر است موارد زير را مدّنظر داشته باشيم تا ضمن يادگيري صحيح، فراموشي را به حداقل برسانيم:
1- درک معناي مطالب: مطالبي که فهميده و استنباط ميشود، بهتر در حافظه ميماند؛ بنابراين بايد روي معنا و مفهوم مطالب، تمرکز شده و تفکّر صورت گيرد.
2- درک کل و جزء: دانشآموز هر مطلبي را که ميخواند، ممکن است جزئي از يک کل باشد؛ بنابراين مطالبي که زير مجموعهي يک عناوين کلّي هستند، بايد ارتباط ذهني داده شوند و دانشآموز بتواند بفهمد که مطالبي را که ميخواند، مربوط به کليّتي است که اين بخش، مربوط به آن است.
3- بازگويي مطالب براي خود: مطالبي که از حفظ براي خود بازگو ميکنيم، ماندگاري بيشتري پيدا ميکند.
4- تمرين و تکرار: اين شيوهاي است که مطالب، حتّي اگر براي شخصي بيمعني باشد، از حافظهي کوتاه مدّت به حافظهي بلند مدّت انتقال پيدا ميکند. تمرين و تکرار بايد بهتدريج و با فاصلههاي زماني خاص صورت گيرد.
5- استراحت قبل از يادگيري و بعد از يادگيري: تحقيقات نشان داده است که بعد از يک استراحت و خواب آرام، انسان مطالب را بهتر ياد ميگيرد. همچنين اگر بعد از يادگيري يک مطلب، کمي استراحت کنيم يا به خواب برويم، يادگيري بادوامتر است.
6- يادگيري تدريجي: تحقيقات نشان ميدهد که يادگيري بايد تدريجي و در زمانهاي مختلف باشد. سعي در يادگيري مطالب زياد در وقت کم، منجر به فراموش ميشود. برخي از دانشآموزان از اينکه سعي ميکنند مطالب انباشته شده را بدون استراحت و در وقت کوتاه بخوانند، جز فراموشي چيزي عايدشان نميشود.
7- ايجاد تصوير ذهني: از آن جايي که انسانها خالق تصاوير ذهني هستند، ميتوانند در دنياي ذهن خود براي مطالب آموخته شده، تصاوير ذهني خلق کنند که خود مبتکر آن هستند.
8- ارتباط آموختهها به هم: انسان هر مطلبي را که ميآموزد، ميتواند در دنياي آموختههاي ذهني خود مفاهيم و مطالب را به آنها مرتبط سازد.
9- وجود نظم و آهنگ: اگر برخي از مطالب درسي را بهصورت شعر و آهنگ موزون در بياوريم، يادگيري و ماندگاري آن هم آسان و هم طولاني ميشود. انسان ذاتاً گرايش به هارموني و نظم و آهنگ دارد، براي همين است که بچّهها خيلي زود مطالب را که در قالب شعر و آهنگ باشند، ياد گرفته و به خاطر ميسپارند.
البته در تمام مطالبي که گفته شد، فرض بر اين بود که انسان براي يادگيري، انگيزه و علاقهي کافي داشته باشند و گرنه بدون انگيزه و علاقه، مطالب بالا هم جايگاه خود را از دست خواهند داد.
همچنين اضطراب و نگراني و ترس اجازه نميدهد که انسان بهدرستي، مطالب را ياد بگيرد و در صورت يادگيري زود فراموش ميشوند؛ بنابراين انگيزه و آرامش روحي و رواني مقدمهاي براي طيّ فرآيندي يادگيري است.
يک قدرت نهفته در دانشآموزان زرنگ
يک نکتهي مهم اين که:
برخي از دانشآموزان از راه تجربه و تکيه بر هوشمندي خود و به مرور زمان، با موارد بالا براي يادگيري و يادسپاري و مقابله با فراموشي آشنا ميشوند.
شايد با اصطلاح فراشناخت آشنا باشيد. فراشناخت يعني انسان ميداند که بايد چگونه بداند. براي همين برخي از دانشآموزان در وجود خود يک قدرت نهفته دارند و بهتدريج با گذشت زمان، به اين مسئله پي ميبرند که چگونه و از چه راههايي بايد براي يادگيري اقدام کنند. يعني آنها به چگونه يادگيري خود متمرکز ميشوند. فرق اين دانشآموزان با ديگر دانشآموزان اين است که به يک نوع خودآگاهي دست يافتهاند که طيّ آن، روشهاي يادگيري و يادآوري را ناخودآگاه ميدانند. در حالي که همسالان آن، گويا آب در هاونگ ميکوبند و از ناتوانايي خود شکوه ميکنند.
بازنويسي: آنا ودودي
منبع: مجلّهي «رشد»- پاييز 1388
