قواعد عربی 52

قواعد درس اول از كتاب دوم دبيرستان انساني

با هشت باب از ثلاثي مزيد آشنا هستيد .

باب هاي ثلاثي مزيد

اَلمْاضي

اَلْمضارعُ

َاْلأمرُ(لِلْمُخطابِ)

 اَلْمصدر(اَلْبابُ)

اَلْحروفُ الزّائدُ

يك حرف زائد

أفْعَلَ

فَعَّلَ

فاعَلَ

يُفْعِلَ

يُفَعِّلَ

يُفاعِلُ

أفْعِلْ

فَعِّلْ

فاعِلْ

إفعال

تفعيل

مُفاعَلَة(فعِال)

همزه

تكرار عين الفعل

الف

دو حرف زائد

تَفاعَلَ

تَفَعَّلَ

اِفّتَعَلَ

اِنْفَعَلَ

يَتَفاعَلُ

يَتَفَعَّلُ

يَفّتَعِلُ يَنْفَعِلُ

تَفاعَلْ

تَفَعَّلْ

اِفْتَعِلْ

اِنْفَعِلْ

تَفاعُل

تَفَعُّل

اِفْتِعال

اِنْفِعال

ت ، الف

ت،تكرارعين الفعل

اِ ، ت

اِ ، ن

سه حرف زائد

اِستَفْعَلَ

يَسْتَفْعِلُ

اِسْتَفْعِلْ

اِسْتِفْعال

اِ ، س ، ت

تعريف رباعي مجرد :  به فعلي كه اولين صيغه ماضي آن از چهار حرف تشكيل شده باشد و هر چهار حرف آن اصلي باشد ( رباعي مجرد ) نام دارد .

وزن رباعي مجرد

الماضي

المضارع

الامر

المصدر (باب)

وزن

فَعْلَلَ

يُفَعْلِلُ

فَعْلِلْ

فَعْلَلَة ( فِعْلال )

مثال

زَلزَلَ

يُزَلزِلُ

زَلْزِلْ

زَلْزَلَة ( زِلزال )

جامد و مشتق

تعريف جامد : اسمي كه از كلمه ي ديگري گرفته نشده باشد ( جامد ) نام دارد ، مانند : قلم  ، شمس ، جبل

تعريف مشتق :  اسمي كه از كلمه ي ديگري گرفته شده باشد ( مشتق )  نام دارد ، مانند : عالم ، معلوم ، معلم ، علوم

مشتقات هشت دسته هستند كه پيش از اين با هفت دسته از آن آشنا شديد .

مشتقات عبارت اند از :  اسم فاعل ، اسم مفعول ، صفت مشبهه ، اسم مبالغه ، اسم تفضيل ، اسم مكان و اسم زمان و اسم آلت .

تعريف اسم آلت :  اسم مشتقي كه بر ابزار و وسيله ي انجام فعل دلالت كند و از آن فعل گرفته شده باشد ( اسم آلت ) نام دارد ، مانند :  مِفتاح ( كليد )  ‌‌[  از فعل «فَتَحَ»  ]

وزن هاي اسم آلت عبارت اند از : مِفْعال ، مِفْعَل ، مِفْعَلة

مِفْعال : مِقراضٌ = قيچي   ،  مُسمارٌ =  ميخ    ،  منشارٌ =  اره   ،  مفتاحٌ  = كليد

مِفْعَل : مِصعَدٌ  =  آسانسور ،

مِفْعَلة : مِكْنَسَةٌ =  جارو  ،

 اســم آلــت كه به آلـــت دالّ اســـت              مِـفْـعَـلُ  ،  مِـفـْعَـلـةُ   ،  مِـفْـعـال اسـت

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *